برای تعداد کم و آمادهسازی سریع مناسب است و فایل مستقیماً چاپ میشود.
معرفی رمان فرانسوی Terrasse a Rome
رمان فرانسوی Terrasse a Rome
کوتهنوشتی دربارۀ داستان:
سالهایسال است که دیگر نه با زندگی، بلکه با زمان روبهرو هستیم. دیگر دست از دیدن زندگیای، که تجربه و زیست میشود، برداشتهایم و فقط زمانی را میبینیم که انگار زندگی را خامخام از هم میدرد. آنگاه قلب آدمی فشرده میشود. دلخوش به تکهچوبهایی میشویم تا شاید اینگونه باز هم نظارهگر صحنۀ نمایشی باشیم که در آن در گوشهگوشۀ این دنیا خون بهپا میشود، یا برای آنکه خودمان در درون آن دنیا نیفتیم و زمین نخوریم.
کوتهگزینی از داستان:
مومْ رو به آنها گفت: «من متولد سال 1617 درشهر پاریسم. شاگرد کارگاه فولن در پاریس بودم. مدتی هم در تولوز در کارگاه رویس، همان طرفدار اصلاحات، کارگری کردم. مدتی هم نزد هیمکر در شهر بروژ. سپس مدتی هم تنها زندگی کردم. در بروژ که بودم، زنی را دوست داشتم و همۀ صورتم دچار سوختگی شد. دوسالی آن چهره و صورت مهیب و زشت را در پس صخرهای بربلندای راوِلو در ایتالیا از چشم دیگران پنهان کردم. آدمهای ناامید از همهجا در گوشهها و کنجها سکنی میگزیدند. همینطور همۀ مردهای عاشق. همینطور همۀ خوانندگان کتابها. آدمهای ناامید درست مثل چهرۀ نقاشیهای آویزان به دیوار خودشان را در فضا آویزان نگه میداشتند و این گونه زندگی می کردند؛ بیآنکه سخنی بر زبان آورند یا به کسی گوش دهند. صخرۀ مشرف به خلیجِ سالِرنه درست مانند دیواری روبه دریا بود. بهجز کنار آن زن، دیگر کنار هیچ زنی شادی و شوری نیافتم. چیزیکه کم داشتم نه شادی، بلکه حضور و وجود آن زن بود.
من در تمام عمرم تصویرگر تصویری واحد از یک بدن یعنی در حالت بهبر کشیدن بودم. همان حالتی که همواره رویایش را در سر داشتم. کارت سازانی، که در شهر تولوز و تحت حمایت ایشان کار میکردم، اسم کارتهای عاشقانه را بر روی بازیهای کارتی گذاشته بودند که در آن شرافتها نمایشگر تصویر قهرمانان داستانی بودند. بله. نقشه و کارتهایی دربارۀ روزهای قدیم که نمایانگر بازنمایی زندگی پیامبران عهد عتیق و عهد جدید و یا ژنرالهای ارتش در تاریخ رم بودند. نقشهها و کارتهایی با مضامین اروتیک که نمایشگر صحنههایی بودند که همان افراد برای ما می سازند. امروزه ساکن رم هستم و در آنجا طرح برجستۀ همین صحنههای مذهبی و نقشه و کارتهایتکاندهنده را به شکل گراوور درمیآورم. محل فروششان نزد فروشندگان استامپهایی با طرح صلیب سیاه جیولا است.
پیر که می شد کار دل کندنش از شکوه منظره و چشم اندازهای محل گذر سختتر و سختتر می شد. پوست تنش را باد و باران و گذر عمر فرسوده کرده بود و در نتیجه خستگی و شادیها و شعفهایش شل و وا رفته بود، یا تأثیر اشکها و قطرهها و ناخنها و موهایی که دست مثل برگهای درختان یا ساقههای خشکشدۀ گیاهان به زمین میافتادند و روحی را رهاکردند، که بیشازپیش، در فضای خارج از پوست تن سرگردان میماند. آخرین پرواز هم در حقیقت چیزی از جنس پر پر زدن بود.
مشخصات کامل محصول
نظرات کاربران
هنوز نظری برای این محصول ثبت نشده است.
ارسال، بستهبندی و ضمانت خرید
تمام سفارشها با بستهبندی مناسب ارسال میشوند تا محصول در مسیر آسیب نبیند.
در صورت وجود مغایرت در مشخصات محصول، پشتیبانی فروشگاه موضوع را بررسی خواهد کرد.