برای تعداد کم و آمادهسازی سریع مناسب است و فایل مستقیماً چاپ میشود.
معرفی رمان فرانسوی Le Lion
رمان فرانسوی Le Lion
کوتهنوشتی دربارۀ داستان:
کینگ صورت پاتریشیا را لیس زد و پوزهاش را بهسمت من جلو آورد و من هم گودی بین دو چشمش را خاراندم؛ یعنی روی شیاری بسیار باریک و دراز. در همان حال چشمکی ازسر دوستی به من زد. بعد هم شیر به پهلو دراز کشید و یکی از پنجههای دستش را بلند کرد تا دخترک در جایی آن زیر، که به آن عادت کرده بود، جای گیرد.
کوتهگزینی از داستان:
هنگام رسیدنمان بهمیان پارکِ رویال، ماه آن بالابالاها وسط آسمان میدرخشید. پارک بهشکل دورانی با سطحی درخشان و یکدست بود. روشنایی و درخشش آن در شبْ انگار درخششی نقرهایرنگ از آب را به سطح موجها میرساند و در این تصویر سرابگونهای، که نور ماه رقم زده بود و تا دیوارۀ کوه کلیمانجارو امتداد مییافت، رقص و بازی دستههایی و گلههای جانواران وحشی را به چشم خود می دیدم که آزاد بودند. فضای باز، خنکای هوا و درخشش آسمان آنها را به آنجا کشانده بود. تنومندترین و قویترین آن حیوانات، یعنی زرافهها و بوفالوها، در حرکتی آرام در امتداد آن سیرک مشعوفکنندۀ حیوانات جابجا میشدند. ولی زرافهها و غزالها و ایمپالاها در میان دریاچهای خشکیده و در یک حرکت دایرهوار و بیپایان درهم میآمیختند.
اما شفقْ سرزده نمایان شد. آن هم با حالتی سرشار از غرور و افتخار. برفهای قلۀ کلیمانجارو شکل بوسهای نرم را به خود گرفته بود. فضای مهآلود هم انگار درست مثال شال فرشتگان صدپاره شده بود و بهشکل ذرات پودرشدۀ الماس بود. آب زیر ساقۀ گیاهان میدرخشید. حیوانات وحشتی اندکاندک با تنوبدنشان فرشی زنده را در پای کوه بزرگ می بافتند.
آنگاه همین زیبایی دوباره حالوهوایی تازه و شاداب به خود گرفت و در نگاه من تازگی داشت.
هرقدر هم باد به تکرار این معجزۀ خود بپردازد، باز هم طبیعت چیزی از شکوه و زیبابی نهفته در تمامیت خود را از دست نخواهد داد.
مشخصات کامل محصول
نظرات کاربران
هنوز نظری برای این محصول ثبت نشده است.
ارسال، بستهبندی و ضمانت خرید
تمام سفارشها با بستهبندی مناسب ارسال میشوند تا محصول در مسیر آسیب نبیند.
در صورت وجود مغایرت در مشخصات محصول، پشتیبانی فروشگاه موضوع را بررسی خواهد کرد.